براى تشريع اعتكاف ، تاريخى نيافتم ولى ظهور آيه :
ولاتباشر و هن و انتم عاكفون فى المساجد (173)
و در حالى كه در مساجد معتكف هستيد (بازنان ) در نياميزيد.
كه در ضمن آيات صيام آمده ، نشان مى دهد كه تشريع آن در سال دوم هجرت تواءم با تشريع روزه بوده است ، درست است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم قبل از بعثت در غار حراء تحنث و اعتكاف مانندى داشته است ، ولى اعتكاف معمولى در اسلام غير از آن است .
اعتكاف يك عبادت مخصوصى است در رابطه با تصفيه باطن و پرداختن به معنويات و مناجات و خلوت با پروردگار و اين نشان مى دهد كه انسان براى پاك شدن و رسيدن به سعادت به چه مراحلى از تصفيه و خلوص احتياج دارد.
اعتكاف آن است كه : انسان به قصد عبادت در مسجد بماند، آن به اصل شرع مستحب و با نذر و سوگند واجب مى شود، معتكف بايد روزه باشد، خواه واجب يا مستحب ، حداقل اعتكاف سه روز است و از آن كمتر نمى شود و در كثرت حدى ندارد چنان كه رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم بيست روز در رمضان اعتكاف كردند ولى بايد با روز سوم تمام شود مثلا اگر پنچ روز اعتكاف كرد بايد با روز ششم تمام كند و اگر هشت روز شد بايد روز نهم را هم بماند. اعتكاف بايد در مسجد جامع شهر باشد نه مسجد محله و مسجد بازار، بعضى جواز آن را به چهار مسجد، يعنى مسجدالحرام ، مسجد پيامبر، مسجد كوفه و مسجد بصره ، منحصر دانسته اند، و در سائر مساجد به قصد رجاء آورده مى شود، مرحوم طبرسى فرموده : در مذهب ما جز در مساجد چهارگانه جايز نيست .
در جواهر فرموده : نظر شهيد اول و علم الهدى و ابن زهره نيز چنين است ولى بسيار از فقهاء به جواز آن در هر مسجد جامع فتوى داده اند و از ابن ابى عقيل نقل است كه فرمود: الاعتكاف عند آل الرسول صلى الله عليه و آله وسلم لا يكون الا فى السماجد و افضله المسجد الحرام و مسجدالحرام و مسجدالكوفه (174)
معتكف بايد پيوسته در مسجد باشد و جز براى ضرورت از مسجد خارج نشود و اگر عمدا بدون مجوز خارج شود عمل باطل است و اگر در ايام اعتكاف با زنش نزديكى كند كفاره ظهار دارد.
به هر حال اين عبادت سازنده و اين عمل نورانى با رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم شروع شد، خود به اعتكاف نشست و روزها و شبها از مسجد خارج نشد و با خداى خلوت كرد، مسلمانان نيز از وى تبعيت كردند ولى حيف كه امروزه اين عمل به تعطيل كشيده است ، اينك چند حديث :
1: عن الحلبى عن ابى عبدالله عليه السلام قال : كان رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم اذا كان العشر الاواخر اعتكف فى السمجد و ضربت له قبة من شمر و شمر المئزر و طوى فراشه ... (175)
وقتى دهه سوم مى شد پيامبر خدا در مسجد معتكف مى شدند و براى ايشان خيمه اى از مو برمى افراشتند و پيامبر زيرانداز خود را جمع مى كرد و كمر خود را (براى عبادت ) محكم مى بست .
ظاهر منظور دهه سوم رمضان است .
2: عن الحلبى عن ابى عبدالله عليه السلام : قال كانب بدر فى شهر رمضان فلم يعتكف رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم فلما ان كان من قابل اعتكف عشرين ، عشرا لعامه و عشرا قضاء لما فاته (176)
جنگ بدر در ماه رمضان واقع شد و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وسلم نتوانست اعتكاف نمايد پس در رمضان آينده بيست روز اعتكاف نمود ده روز براى همان سال و ده روز براى قضاء سال گذشته .
لفظ عشرين تثنيه عشر بر وزن عقل است .
3: عن ابن عباس قال : كنت مع الحسن بن على عليه السلام فى السمجد الحرام و هو معتكف و هو يطوف بالكعبة ، فعرض له رجل من شيعته فقال : يابن رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم ان على دينا لفلان فان راءيت ان تقضيه على ؟ فقال : و رب هذه البنيه ما اصبح عندى شى ء فقال : ان راءيت ان تستمهله عنى فقد تهددنى بالحبس ‍ (177)؛
ابن عباس گويد: همراه حسن به على عليهماالسلام در مسجدالحرام بودم و او در حال ا عتكاف مشغول طواف كعبه بود، يكى از شيعيان دامن حضرت را گرفت و عرضه داشت : اى فرزند رسول خدا همانا به فلان شخص بدهكار هستم اگر روا ميدانى آن را براى من بپرداز؟ امام فرمود: سوگند به پروردگار اين خانه چيزى نزد من نيست . آن شخص عرض كرد: اگر بتوانى براى من مهلت بگير چون مرا به زندان تهديد كرده است .
قال ابن عباس : فقطع الطواف و سعى معه فقلت : ياابن رسول الله انسيت انك معتكف ؟ فقال : لا ولكن سمعت ابى يقول سمعت رسول الله صلى الله عليه و آله : يقول : من قضى اخاه المؤ من حاجة كان كمن عبدالله تسعة الاف سنة صائما نهاره قائما ليله (178)
ابن عباس مى گويد: حضرت طواف خود را قطع كرد و با او همراه شد من به او گفتم اى فرزند رسول خدا آيا فراموش كرده اى كه در حال اعتكاف هستى ؟ سپس فرمود: نه اما شنيدم پدرم فرمود شنيدم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: كسى كه نياز برادر مؤ من خود را انجام دهد مانند كسى است كه نه هزار سال عبادت كرده خدا را در حالى كه روزها روزه و شبها به نماز مشغول بوده است .