وداع با محرم و صفر
ای صاحب علم یقین ، هو یا امیر المومنین دانلواد
امیر کرم ، دل و دلبرم ، من نیام حرم ، می میرم دانلواد
طعنه به جنت زند صحن و سرای رضا دانلواد
دلبری دارم که دل سرمست اوست دانلواد

حضرت ام البنین که بود ؟
نامش فاطمه و دختر حزام بن خالد و همسر علی علیه السلام است.
علی علیه السلام بعد از شهادت حضرت فاطمه علیها السلام به برادرش عقیل که تبهر عجیبی در علم نسب شناسی داشت فرمود . زنی برای من بجوی که از بزرگمردان و دلاوران عرب بوجود آمده باشد می خواهم از او صاحب فرزندی رشید و شجاع بشوم . عقیل گفت : فاطمه بنت ؟ چطور است ؟ در میان عرب از پدر و نیاکان او شجاعتر کسی را نمی شناسم. وی هم از جانب پدر و هم از جانب مادر ( ثمامه دختر سهیل بن عامر) دارای اصالت و نجابت و عظمت خانوادگی است . او پس از وفات فاطمه زهرا به همسری علی (ع) در آمد . ام البنین ، بغیر از علی شوهر دیگری اختیار نکرد . زنی عالم و فاضل و عارف به عظمت اهل بیت و در دوستی ایشان دارای اخلاص بود . هنگامی که به خانه علی آمد ، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بیمار بودند . او مثل مادری مهربان ، آنها را پرستاری می کرد و شبها بر کنار بسترشان بیدار می نشست . او مادر چهار فرزند است : عباس – که قمر بنی هاشم خوانده می شد – عبدالله ، جعفر و عثمان . ابن عثمان همنام عثمان بن مظعون که یکی از اصحاب فداکار پیامبر گرامی اسلام است - بود . بخاطر همین چهار پسر بود که مادرشان را ام البنین – یعنی مادر پسران – می نامیدند . در قدرت ایمان و استقامت وی همین بس است که پس از شهادت چهار فرزندش در کربلا هر کس خبر مرگ فرزندانش را به او می داد می پرسید : اول مرا از حال حسین مطلع کنید . وقتی که خبر شهادت آنها را به وی می دادند به ترتیب نام آنها را بردند تا به عباس رسیدند . به گوینده این خبر گفت : رگهای قلبم را پاره کردی در زیر آسمان چهار فرزند ناکام داشتم و همه را فدای حسین کردم .
دوست می داشت حسین سالم مانده و فرزندانش در راه حسین قربانی می شدند این علاقه قلبی او بحسین گواه خلوص ایمان و عقیده اوست . پس از این فاجعه عظیم ، مجلس سوگواری بر پا می کرد ، تا از این طریق راه شهدای کربلا را زنده نگهدارد و همه زنان بنی هاشم در آن مجلس شرکت می جستند و بیاد شهدای کربلا اشک می ریختند . او در مرثیه جوانان از دست رفته اش اشعار جان سوزی دارد ، عبیدالله را که یادگار عباس بود بدوش می کشید و همه روزه بقبرستان بقیع می رفت و شور و غوغایی بپا می کرد . مردم مدینه اطراف او گرد می آمدند و با او همناله می شدند. ( حتی مروان بن حکم حاکم وقت مدینه نیز در میان ایشان بود و گریه می کرد ) می گفت : ای کسی که عباس را دیده ای که بر سپاهیان انبوه دشمن حمله ور می شد . و فرزندان حیدر ، همچون شیران دلاور پشت سر او بودند . شنیده ام که ضربتی بر سر فرزندم وارد و دستهایش قطع شد ، وای بر من شیر فرزندم بواسطه آن ضربت سرنگون گشت . اگر شمشیر بکف داشتی کسی را قدرت آن نبود که به تو نزدیک شود . و می گفت و ام البنین می خوانید زیرا مرا بیاد شیرهای دلاور می اندازید . مرا فرزندانی بود که بنام آنها خوانده می شدم لیکن امروز آنها را از دست داده ام . چهار فرزندی که همچون باز شکاری بودند و با تیغ ستم از پای در آمدند. با سلاحهای دشمن اندام آنها پاره پاره شد و در خاک و خون غلطیدند. کاش می دانستم آیا چنانکه می گویند عباس من با قطع شاهرگ از پای در آید و این است یک نمونه آموزنده فداکار و با اخلاص در میان زنان با فضیلت .
این مقاله تقدیم به پیشگاه مقدس : عبد صالح خداوند ، آموزگار عشق و ایثار شیر بیشه دفاع از امامت ، علمدار بزرگ عاشورا ، شاهین شکسته بال علقمه حضرت قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام که با جانبازی بی نظیر خود از قرآن و امام عصر خویش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام دفاع کرد و رسم وفا را در جهان جاودانه ساخت سقایی که تشنه ماند تا تشنگان حقیقت را سیراب کند . سلام خدا بر پدری که تو را پرورد و مادری که تو را زائید :
سلام الله علیک و علی والدیک : امیر المومنین علی بن ابی طالب علیها السلام و حلیلته ام البنین علیها السلام .




عمریه روضه برا ارباب بی سر میگیریم